یه اتاق خالی
دلم برات تنگ شده. خیلی زیاد. ساکتی...دیگه نه زنگی نه هیچی.....کجایی؟ نمی دونم. چی کار میکنی؟ اونم نمی دونم. دارم ادامه میدم به زندگی بدون تو
اما دوست دارم فکر کنم تو برمیگردی... عشق ما دوباره از نو شروع میشه و واسه همیشه ادامه داره....
بهش فکر میکنم.اگه خدا بخواد میشه....فقط اگه صلاحم باشه خدا می خواد...
اما دوست دارم فکر کنم تو برمیگردی... عشق ما دوباره از نو شروع میشه و واسه همیشه ادامه داره....
بهش فکر میکنم.اگه خدا بخواد میشه....فقط اگه صلاحم باشه خدا می خواد...
خدایا توکل به تو
بعدا نوشت:
"یکی بود و یکی نبود... دوران جوری اومد و رفت که اونی که نبود، اومد و موند و موندنی تر شد از اونی که بود!"
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۲/۱۴ ساعت 12:17 توسط گلدونه
|