من پر از وسوسه ی خواب

مردها مثل کش هستند.زمانی که عقب نشینی می کنند،قبل از اینکه مثل فنر برگردند تا اندازه ای کش می آیند.مثال کش، استعاره کاملی برای درک چرخه نزدیکی و صمیمیت مرد است.این چرخش شامل نزدیک شدن، عقب نشینی و دوباره صمیمی شدن است.اکثر زن ها متحیرند از اینکه حتی زمانی که مردی عاشق زنی ست، هر از گاهی نیاز به عقب نشینی دارد تا دوباره بتواند صمیمی شود .

میل عقب نشینی در مردها غریزی ست و این یک تصمیم و یا انتخاب نیست و بالاخره اتفاق می افتد. نه تقصیر مرد است نه زن! فقط یک چرخه ی طبیعی ست...

زنها به این دلیل عقب نشینی مرد را بد تعبیر میکنند که چون معمولا خودشان به دلیل دیگری عقب نشینی می کنند. زن زمانی که به درک احساسش از سوی مرد اعتماد ندارد، یا وقتی که آزرده است و می ترسد دوباره آسیب ببیند و یا زمانی که مرد با اشتباه خود او را مایوس کرده ست، عقب نشینی می کند.

مطمئنا مرد هم گاهی به همین دلایل عقب نشینی می کند ولی در هر صورت حتی اگر همسرش هم اشتباهی نکرده باشد  گاهی پس می نشیند. او در حالی که به همسرش علاقه و اطمینان دارد ناگهان شروع به عقب نشینی می کند.وقتی کاملا به عقب کشیده شده، فاصله میگیرد و سپس به دلخواه خودش برمیگردد.

مرد برای به کمال رساندن استقلال و یا خود مختاری، عقب نشینی می کند. وقتی کاملا به عقب کشیده شد ، بلافاصله مانند فنر بر میگردد. وقتی کاملا فاصله گرفته و جدا شده است نیاز شدیدی به عشق و صمیمیت پیدا میکند و ناخودآگاه انگیزه ای دراو بوجود می آید تا عشق خود را تقدیم کند و عشقی را که نیازمند آن است بگیرد.زمانی که مرد به حالت اولیه اش برمی گردد دوباره همان رابطه را باهمان صمیمیت پیشین برقرار میکند.

اگر چرخه صمیمیت مرد درک شود، روابط را مستحکم و پربار میکند، ولی چون این واقعیت درک نمی شود، مشکلات عجیب و غریبی پیش می آیند. اگر مردی فرصت عقب نشینی پیدا نکند، هرگز فرصت نخواهد یافت آرزوی نزدیک شدن کند.

درک این مطلب برای زن ها بسیار ضروری ست.که وقتی شریکشان در حال عقب نشینی است، اگر آنها برای صمیمیت دایمی و به دنبال او دویدن ، پیله کنند، مرد تقریبا همیشه سعی میکند در حالِ فرار باشد و از آنان فاصله بگیرد...

او هیچ وقت این فرصت را بدست نمی آورد که آن احساس پرشور حاکی از اشتیاق و عشقش را احساس کند.

مردان مانند کش هستند...

اگر کش راتاجایی بکشیم که دیگر برای کش آمدن جایی نداشته باشد، زمانی که برمیگردد، قدرت و جهت بیشتری دارد.همین طور که مردی از طریق عقب نشینی فاصله اش را به کمال می رساند، با قدرت و جهش بیشتری بر میگردد.وقتی تا مرز لازم دور می شود، شروع به تغییر و تحول میکند. تمام رفتارش عوض می شود.همین مردی که به نظر نمی رسد اهمیت و علاقه ای به شریک خود داشته باشد(در زمان عقب نشینی) ناگهان نمی تواند بدون همسرش زندگی کند.حالا دوباره احساس میکند نیاز شدیدی به محبت و صمیمیت دارد.قدرتش بازگشته ست.زیرا آرزویش برای دوست داشتن و دوست داشته شدن متبلور شده است.

معمولا این مسئله برای زن گیج کننده است.زیرا به عقیده او اگر زنی عقب نشینی کند ، صمیمیت مجدد فاصله ی او با همسرش مستلزم مدت زمانی برای شناخت مجدد اوست. اگر زنی درک نکند که مرد دراین باره با او فرق دارد، امکان دارد که در ارتباط با اشتیاق ناگهانی همسرش برای صمیمیت مجدد، تردید یابد و او را از خود براند.

لازم است مردها هم این تفاوت را درک کند.زمانی که مرد مانند فنری به طرف زن برمیگردد، زن قبل از اینکه بتواند با روحیه باز او را بپذیرد، نیاز به زمان دارد تا دوباره سرصحبت را با او باز کند و رابطه برقرار کند. زنی که زمانِ عقب نشینی مرد آسیب دیده ست، نیاز به زمان دارد تا به روحیه صمیمیت قبل برگردد.

این تحولات می تواند به شکل ظریفی صورت گیرد. بدون درک این تفاوتها مرد ممکن است بی حوصله شود، زیرا او ناگهان می خواهد رابطه صمیمی ِ قبلاز عقب نشینی را داشته باشد، درحالی که همسرش آمادگی ندارد.


* این مطلب رو خانم دکتر نوریه ثابت تو سالنامه بانوان عنوان کردند..

ممنون از راهنمائیشون!!




ادامه مطلب